به نام نامی دوست که جلال و جبروتش آیت عظیم آفرینش اوست.

 عهدیه حنیفی

دقایقی باقیمانده تا موذن صدای اذانش را به گوش جهانیان برساند، در عصر جمعه ­ای که مصادف است با هشتم شهریور 1353 در خانواده ­ای سطح متوسط چشم به جهان گشودم، نامم را عهدیه نهادند فرزند محمد علی و البته از خاندان حنیفی در شهر رودهن.

در دامان طبیعت و در آغوش پدر و مادری مذهبی که عشق به الله و ائمه شعار اصلی زندگی بود پرورش یافتم. پدرم کشاورز نمونه و دامداری توانمندبود.چند بهار از کودکی ­ام نگذشته بود که که حضور پدر در خانه کم رنگ تر می شد. هر گاه که او را می دیدم عصبی و ناراحت بود و برای اینکه غم­هایش را پنهان کند می­خواست که به زبان شیرین کودکی جمله­ هایش را تکرار کنم. "مرگ بر شاه" جمله­ ای بود که نقل مجلس خانواده بود پدر خیلی کم در خانه بود و هرگاه که بود در انبار نیمه تاریک و کاه آلود خانه مشغول کارهایی بود که آن روزها معنی کارهایش را نمی فهمیدم، فقط جملات نوید بخش پدر که همه چیز به زودی عالی می­شود مرا به بهبود شرایط امیدوار می­کرد.غافل از اینکه انقلابی عظیم در راه است و پدری شجاع و جسور که محموله هر روزش برگه­ هایش بود که باید در شهر پخش می­شد. آری او نهایت تلاشش را می­کرد تا شرایط نابسامان جامعه و زندگی را بهبود بخشد و من هیچ نمی­فهمیدم. مفهوم دعا و نیایش را آن زمان آموختم که مرتباً   مادر می­خواست برای سلامتی پدر دعا کنم.

 

اولین روز مدرسه 01/07/1360 بود که پـدرم با پای پیاده مرا تا مدرسه بدرقه می­کرد. در راه برایم می­گفت که دخترم تو خیلی خوش قدم و خوش بختی که فرزند انقلابی و با آمدنت نظام غیر انسانی و غیر اخلاقی شاه را تجربه نکردی و اولین روزهای مدرسه­ات با رفتارهای اسلامی آغاز می­شود. روزها سپری می­شد و ایام دبستان و راهنمایی و دبیرستان گذشت. و من زیر سایه پر مهر پدری اصیل زاده اصالت را آموختم، شجاعت، دیانت و انسانیت را در مکتبش تجربه کردم، با خواست او درس می­خواندم و به عشق او خوب و سالم زندگی میکردم. دیپلم ادبیات و علوم انسانی را از دبیرستان آیت الله طالقانی رودهن گرفتم. شرایط زندگی چنان نبود که برای دانشگاه وارد شهر تهران و یا سایر شهرستانها شوم. در آن شرایط خاص در همان سال 1372 با رتبه 62 رشته زبان و ادبیات انگلیسی به ناچار در شهر رودهن ادامه تحصیل را هدف اصلی خویش قرار دادم. مشکلات زیاد بود و من می­خواندم و به خود قول دادم که خدمت به همشهریان و همنوعانم در راستای خدمات صادقانه و خدا پسندانه بیشتر تلاش کنم.

در همان سال شروع به تدریس کردم، عاشق تدریس بودم. دنیای کوچک من در دانش­ آموزانم خلاصه می­شد. با عشق درس می­دادم، معلم بودن زیبا ترین حس دنیا بود. انگار هدف جدید، انگیزه­ ام را برای رسیدن به آرمانهایم تقویت کرده بود. شبانه روز درس می­دادم. ساعات خاصی نداشت، هرگاه هرکسی سوالی داشت تا پایانش بودم. آن زمان بود که مفهوم واقعی جمله­ی شهید مطهری که "معلمی عشق است، هنر است. اگر به دیده­ ی شوق به آن می­نگری رهایش کن و اگر به دیده عشق به آن می­نگری بر تو مبارک باد." شعار زندگیم شد.

در سال 1375 فارغ التحصیل شدم و به عنوان دبیر حق التدریس منطقه 8 تهران در ده بومهن و همینطور روستاهای دماوند مشغول تدریس شدم. در روز 20 دی ماه 1377 به عقد مردی درآمدم که انسان وارسته­ ای بود که تحت لوای افکار بلندش روز به روز پله­ های موفقیت را به سادگی طی نمودم. در همان سال اول با همت ایشان و تخصص خودم آموزشگاه زبان مبین را دایر کردم. تا جائیکه تعداد شاگردان در ترمهای مختلف از 700 تا 900 متغیر بود. همسرم که ذوق و شوق مرا می­ دید از من خواست که در مورد تاسیس یک واحد دبیرستان غیر دولتی دخترانه مطالعه کنم و بنده نیز خیلی سریع پاسخ مثبت  داده و اولین شعبه دبیرستان مبین را در سال 1383 تاسیس نمودم. سال اول 72 نفر شاگرد دبیرستانی داشتم که این عدد مبارک 72 تن به من انرژی مثبت می­داد. مدرسه نیز رشد خوبی داشت. در سال 1393 شعبه دوم و سوم متوسطه 1 و 2 را در شهر جدید پردیس افتتاح کردم. در سال 1392 نیز در رشته آموزش زبان انگلیسی در دانشگاه آزاد رودهن پذیرفته شده و طی یکسال و نیم آن رشته را نیز با موفقیت به اتمام رساندم. اولین کتابم تحت عنوان The first step in learning English در سال 1389 چاپ شد و هم اکنون نیز کتابی در دست چاپ دارم با نام توصیه­های گوهر بار آقایم ... حضرت سید علی خامنه­ای (حفظ الله) و اکنون که 41 بهار از زندگیم می­گذرد مصمم تر از پیش برای خدمت به میهن خویش گام برداشته­ ام. من همیشه سرباز انقلاب بوده و هستم و تا پایان جان برای حفظ ارزشهای اسلامی و انقلابی کشورم تلاش می­کنم. رسالت من همان معلم بودن است، تا هستم باید مفید باشم باید خدمت کنم به همنوعانم و به تمام ملت عزیز ایران اسلامی.

به قول همسرم مرا به استخدام در آموزش و پرورش چه حاجت در حالیکه خود 80 نـفر پرسنل دارم که سفره­ ای پهن شده و عـزیزانی از خوان نعـمت پروردگـار در مدرسه ام متنعم می­گردند. آری من سرباز ولایتم و تا جان در بدن دارم از ولی امر مسلمین برای همه این آرامش و امنیت قدر دانی نموده و با خدای خویش عهدی دارم که چون پرچمی برافراشته بر نوک بلندترین قله هستی پرچم دار کشورم باشم.

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                  و من الله توفیق

                                                   عهدیه حنیفی

                                                   1394/05/15    

  

 

نظرات (3) کلیک ها: 10339

نظرات اخیر

  • مهمان - الی

    یه سوال این چه ربطی به نهج البلاغه داشت ...
    دوست دارم 0
  • مهمان - الی

    ...
    دوست دارم 0
  • مهمان - فاطمه

    زن دایی زندگی نامتا خوندم برات ارزوی موفقیت می کن
    دوست دارم 0
نمایش سایر نظرات

عهدیه حنیفی

اولین شعبه دبیرستان دخترانه مبین در رودهن در سال1384 با مدیریت سرکار خانم عهدیه حنیفی تاسیس گردید ابتدای کار تعداد دانش آموزان 72 نفر بوده اند که با تلاش و برنامه ریزی مستمر این دبیرستان موفق به تکمیل ظرفیت گردید منظور هرچه بهتر و پیش بردن اهداف کمی و کیفی آموزش و پرورش همگام با اهداف دولت جمهوری اسلامی ایران وبا در نظر گرفتن مسئولیت خطیر شغلی ،بهترین و مجربترین اساتید بکار گرفته شد و به لطف پروردگار باریتعالی مدرسه در جایگاه خیلی خوبی قرار دارد و در سال جاری نیز موفق به تاسیس شعبه دوم وسوم دبیرستان مبین در شهر جدید پردیس شد .

دبیرستان مبین پردیس

سرکار خانم عهدیه حنیفی فرزند محمدعلی در هشتم شهریور سال 1353 معادل با 11 شعبان 1394 در خانواده ای مومن و مذهبی چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در دبستان پروین اعتصامی با موفقیت پشت سرگذاشته و در سال 1372 موفق به اخذ دیپلم در رشته ی علوم انسانی گشت.    وی در همان سال با رتبه 62 وارد دانشگاه آزاد اسلامی شهر رودهن شده و در رشته ادبیات زبان انگلیسی با عشق و علاقه وافر دوره کارشناسی را با موفقیت به پایان برده و در سال 1375 فارغ التحصیل شد. ضمن ادامه تحصیل در دانشگاه در سال 1372 تدریس در نهضت سواد آموزی و برگزاری دوره های آموزش زبان را نیز آغاز کرد. وی چنان در تدریس زبان انگلیسی مسلط بود که به زودی آموزشگاه زبان های خارجی به نام مبین را در رودهن راه اندازی نمود و البته توأما به عنوان دبیر حق التدریس مدارس شهر رودهن و بومهن (منطقه 8 تهران) نیز تدریس می نمود.

ایشان در سال 1383 موفق به تاسیس اولین شعبه دبیرستان غیردولتی دخترانه مبین در رودهن گشت و اولین سال تحصیلی را با 72 نفر در رشته های علوم ریاضی فیزیک ،علوم تجربی و علوم انسانی با موفقیت چشمگیر دانش آموزان در المپیادهای کشوری پشت سر گذاشت و هر سال نیز به تعداد دانش آموزان تا حد تکمیل ظرفیت اضافه گشت.

 

در سال 1392 جهت ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در رشته آموزش زبان انگلیسی در دانشگاه آزاد رودهن پذیرفته شد و درطی 3 ترم موفق به گذراندن دوره ارشد و فارغ التحصیلی در بهار 1394 گشت.

 

ایشان در سال 1393 اقدام به تإسیس شعبه دوم در مقطع متوسطه 1 و 2 در شهر جدید پردیس شد. شعبه دوم مبین نیز با موفقیت کامل در اولین سال راه اندازی تعداد 120 نفر دانش آموز در رشته های مختلف دبیرستانی جذب نمود.

 

ایشان در سال 1391 پس از تشرف به مکه معظمه و زیارت مدینه النبی اعلام نمودند که اهداف خیلی بزرگتری برای آینده دارند.. ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد ، تأسیس شعبه دوم و سوم مدارس جزء اهدافی بود که بعد از بازگشت از آن سفر معنوی جامه ی عمل پوشید و اما تا اهداف بزرگ بعدی منتظر سپری شدن روزها هستیم.

 

نظرات (0) کلیک ها: 552

حدیث روز

امام رضا (سلام الله علیه) : ما زارَني أحَدٌ مِن أولِيائي عارِفاً بِحَقّي إلّا شُفِّعتُ فيهِ يَومَ القِيامَةِ. هيچ يك از دوستانم مرا با شناختِ حقّم زيارت نمى كند مگر اين كه در روز قيامت شفاعتم از او پذيرفته مى شود. وسائل الشيعة - ج 10 - ص 434. میزان الحکمة : ج5- ص125- ح8175